فصل چهارم - وزن در موسیقی  (قسمت دوم)

imageمیزان های لنگ

 ميزان‌هاي لنگ ساده: به ميزان‌هايي گفته مي‏شود كه از تركيب ميزان‌هاي دو ضربي و سه ضربيِ ساده به‌وجود آيد. به‌عنوان مثال ميزان پنج‌ضربي كه هر ضرب آن يك چنگ باشد، از تركيب دو ميزان و به‌وجود مي‌آيد و نشانة ميزان آن را به صورت نمايش مي‌دهيم. اين ميزان از نظر جايِ تأكيد ممكن است به دو صورت وجود داشته باشد. اگر تأكيد روي ضربهاي اول و سوم ميزان قرار گيرد، بدين معني است كه از تركيب دو ميزانِ به ترتيب دوضربي و سه‌ضربي تشكيل شده است و آن را معمولاً به‌صورت نمايش مي‌دهند؛ و اگر تأكيد روي ضربهاي اول و چهارمِ ميزان قرار گيرد، يعني از تركيب دو ميزانِ به ترتيب سه‌ضربي و دو‌ضربي تشكيل شده است و آن را به‌صورت نمايش مي‌دهند. در موسيقيِ باكلام استفاده از اين يا آن نوع پنج‌ضربي به تأكيدات كلمات شعر بستگي دارد. در مثال زير انواع پنج‌ضربي و هفت‌ضربي نمايش داده شده است (البته براي نمونه واحد هر ضرب يك چنگ فرض شده است). مطابق رسم معمول در موسيقي، اين كه هر ميزانِ لنگ از چه ميزان‌هايي تركيب شده است با استفاده از “نقطه‌چين” معين گشته است (استفاده از خط نقطه‌چين اجباري نيست):

image ميزان‌ هاي لنگ تركيبي :

 به ميزان‌هايي گفته مي‏شود كه از تركيب ميزان‌هاي دو ضربي و سه ضربيِ تركيبي به‌وجود آيد. به‌عنوان مثال ميزان پنج‌ضربي كه هر ضرب آن يك چنگِ‌ نقطه‌دار باشد از تركيب دو ميزان6/16 و 9/16به‌وجود مي‌آيد و نشانة ميزان آن را به صورت15/16 نمايش مي‌دهيم. اين ميزان نيز مانند ميزان‌هاي لنگ ساده از نظر جايِ تأكيد ممكن است به دو صورت وجود داشته باشد، اگر تأكيد روي ضربهاي اول و سوم ميزان قرار گيرد، يعني از تركيب دو ميزانِ به ترتيب دوضربي و سه‌ضربي تشكيل شده است و آن را معمولاً به صورت16/ 15(6+9)  نمايش مي‌دهند؛ و اگر تأكيد روي ضربهاي اول و چهارمِ ميزان قرار گيرد، يعني از تركيب دو ميزانِ به ترتيب سه‌ضربي و دو‌ضربي تشكيل شده است و آن را به صورت 16/ 15(6+9) نمايش مي‌دهند. به انواع ميزان‌هاي لنگ تركيبي پنج‌ضربي و هفت‌ضربي در زير توجه كنيد:

imageوجود خصيصة“ لنگ” در ميزان‌هاي غير لنگ

 ميزان‌هاي پنج‌ضربي و هفت‌ضربي كه به‌آنها اشاره شد معمول‌ترين ميزان‌هاي لنگ هستند و عدد بالايي در نشانة ميزان نيز ( 5 و 7) بلافاصله ما را به ياد ميزان‌هاي لنگ مي‌اندازد. اما گاهي ممكن است آهنگسازان از نشانة ميزاني استفاده نمايند كه اگرچه ظاهراً ميزان لنگ نيست ولي نحوة قرار گرفتن تأكيدات در هر ميزان مانند ميزان‌هاي لنگ باشد. براي نمونه ميزان كه در اصل ميزاني تركيبي و چهار ضربي است، در صورتي كه تأكيدات آن براي مثال به‌صورت زير در آيد خصلت لنگ پيدا مي‌كند. در اين شكل براي نمايش بهترِ تأكيدات هر ميزان (كه در نت‌نگاري با جدا كردن نت‌ها رعايت شده است)، مي‌توان نشانة ميزان را به‌صورت16 /12 (2+3+2+3+2) نوشت:

 


 براي روشن‌تر شدن موضوع فرض كنيد در يك ميزانِ
4/2نت‌هاي دولاچنگي به صورت زير داشته باشيم
 

 قبلاً گفتيم به‌طور طبيعي در ميزان2/4 نت‌هاي اول هر ضرب از ساير نت‌هاي آن ضرب قوي‌تر است، يعني در شكل فوق دولاچنگِ اول و پنجم (نت‌هاي آغاز هر گروه) از ساير نت‌ها قوي‌تر هستند. نشانة در شكلِ فوق نت‌هاي مؤكد را نشان مي‌دهد. اما مي‌دانيم كه همة اعداد صحيح بيش از چهار را مي‌توان با استفاده از اعداد 2 و 3 به‌دست آورد. براي مثال عدد 8 را مي‌توان به صورت (3+2+3)، يا (3+3+2)، يا (2+3+3) نوشت. اكنون اگر نت‌هاي مؤكد ميزان قبلي را به صورتِ زير فرض كنيم:

 

  فيگور ريتميك فوق عملاً داراي وزني لنگ مي‌شود كه معمولاً در نت‌نگاري آن را به‌صورت زير نمايش مي‌دهند

 

 به اين ترتيب اگرچه ميزانِ موردِ نظر در مجموع به اندازة 2 سياه طول مي‌كشد، اما تأكيداتِ آن با صورت اصلي و معمولِ 2/4متفاوت بوده و به صورت لنگ شنيده مي‌شود. در شكلهاي زير ابتدا چند فيگورِ ريتميك كه نشان دهندة خصيصة اصلي ميزان2/4 است، و سپس چند فيگور ريتميك كه نشان‌دهندة خصلتِ فرعي يا لنگِ اين ميزان است نمايش داده شده است:

 

 

imageتقسیمات فرعی دیرند نت ها

قبلاً با تقسيماتِ اصليِ ديرندهاي اصلي ( گرد، سفيد، ...) و نشانه‌هاي افزايش ديرند ( نقطه و دو نقطه) و طرز كار آنها آشنا شديم. به اين ترتيب تا كنون مي‌توانستيم يك ديرند اصلي مانند سياه را به صورت1/4 برابر (دولاچنگ)،1/2 برابر (چنگ)،11/2  برابر (سياه نقطه‌دار)، 3/4 1برابر (سياه دو نقطه‌دار)، 2 برابر (سفيد) ، و ... نمايش دهيم. اما گاهي ديرندهايي در موسيقي اجرا مي‌شود كه با هيچ كدام از روشهايي كه تا كنون با آنها آشنا شده‌ايم نمي‌توان آنها را نمايش داد. براي مثال فرض كنيد بخواهيم نتي اجرا كنيم كه ديرند آن 1/3،1/5 ،1/6 ، 1/7، و يا ... برابرِ سياه باشد. به عبارتِ ديگر اگر بخواهيم در زمان يك سياه، 3 يا 5 يا 6 يا 7 نتِ مساوي اجرا كنيم چگونه مي‌توان آن را نشان داد؟ در اين صورت براي ثبت اين ديرندهاي فرعي به نشانه‌هاي ديگري نياز داريم كه در زير با آنها و روش محاسبة آنها آشنا مي‌شويم.

 چهار بر سه :

 هرگاه به‌جاي 3 نتِ هم‌ديرند، 4 نت هم‌ديرند اجرا شود به‌طوري كه مجموع ديرندهاي دو گروه با هم برابر باشد، گروه دوم را “چهار بر سه” مي‌نامند. مانند شكل زير:
 

پنج بر سه :

هرگاه به‌جاي 3 نت هم‌ديرند، 5 نت هم‌ديرند اجرا شود به‌طوري كه مجموع ديرندهاي دو گروه با هم برابر باشد، گروه دوم را “پنج بر سه” مي‌نامند. مانند شكل زير:

 

در مورد “پنج بر چهار” و “پنج بر سه” مي‌بينيم كه شكلِ آنها به تنهايي نشان‌دهندة نحوة اجراي آنها نيست. در اين جا لازم است با توجه به نشانة ميزان و نوع ضرب تشخيص دهيم كه اين 5 نت به جاي چند نت آمده است. براي مثال در شكلِ زير واضح است كه اين تقسيم فرعي“پنج بر چهار” است و نه “پنج بر سه” (چرا؟).\

 

 پيش از اين وقتي كه همة ديرندهاي فرعي را با ديرند اصلي طولاني‌تر از خود مي‌نوشتيم دليلش اين بود كه ديرند هر ضرب نسبتِ درستي از ديرندِ اصليِ بزرگتر از آنها بود. اين مطلب با دو شكل زير بهتر روشن مي‌شود:

 

 در شكلِ اول مي‌بينيم كه براي نمايش پنج‌برچهار (اجراي پنج نتِ مساوي در زمانِ چهار دولا چنگ)، از شكلِ دولاچنگ كه ديرندِ اصليِ بزرگتر است استفاده مي‌كنيم. ولي همان‌طور كه در شكلِ دوم ملاحظه مي‌كنيد براي نمايش دو بر سه (اجراي دو نتِ مساوي در زمان سه چنگ) از شكلِ چنگ كه ديرندِ كوتاه‌تر است استفاده مي‌كنيم.

خلاصه: اكنون با نمونه‌هاي زير خلاصه‌اي از تمام مطالب فوق مرور مي‌شود:

1- اگر بخواهيم در زمان يك سياه، سه نت مساوي (هم‌ديرند) اجرا كنيم، آن را سه‌بردو (تريوله) ناميده و به‌اين صورت نمايش مي‌دهيم:

*****

 استفاده از واژگان توصيفي سالها پيش از اختراع مترونم تعيين سرعت قطعه تقريباً مرسوم نبود زيرا معمولاً آهنگساز و اجرا كننده يكي بوده و طبيعي است خود آهنگساز مي‏دانست كه با چه سرعتي قطعه را اِجرا كُند. اما از زماني كه نت نويسي پيشرفت بيشتري نمود و قطعات ساخته شده را به جز خود آهنگساز افراد ديگري در مكان‏هاي ديگر نيز اجرا مي‌نمودند استفاده از واژه‏هاي توصيفي براي القاي سرعتِ نسبي قطعه به اجرا كننده مرسوم شد. در زير با برخي از مرسوم‌ترين نشانه‏هاي توصيفي براي تعيين سرعت قطعه آشنا مي‌شويد. لازم به‌ذكر است كه تمامي اين اصطلاحات ايتاليايي است.

 

ترجمه به فارسي

سرعت

                 واژگان

خيلي آهسته، جدي

خيلي آهسته

Grave

پهن، وسيع

خيلي آهسته

Largo

آهسته
آهسته

Lento

سرِ فرصت، باحوصله
آهسته

Adagio

مانند قدم زدن

معتدل

Andante

معتدل

معتدل

Moderato

آهسته‌تر از  Allegro

تند

Allegretto

تند، سرِحال

تند

Allegro

سرزنده، جان‌دار

خيلي تند

vivace

خيلي تند

خيلي تند

Presto

تا جايي كه ممكن است تند

خيلي تند

Prestissimo

imageوزن در آواز ايراني

دو نوع موسيقي از نظر وزن در موسيقي ايراني وجود دارد: 1- قطعات “ضربي”، و 2- قطعات “ آوازي”. قطعات “ضربي” به قطعاتي گفته مي‌شود كه داراي ميزان و ضرب‌هاي مساوي در هر ميزان ‏باشند، مانند انواع پيش درآمد، رِنگ، چهارمضراب، تصنيف‏ و… . اما در رديف موسيقي ايراني از نظر وزن قطعات ديگري نيز وجود دارد كه فاقد تأكيداتِ منظمِ متريك و ضرب‌هاي مساوي است و اصطلاحاً به آنها “ آواز” مي‌گويند.

 اَدوارِ ايقاعي تقسيم زمانِ قطعه به ميزان‌ها و ضرب‌هاي مساوي كه امروزه امري بديهي است در قديم معمول نبوده و تلقّي موسيقي‏دانان قديم ايران از وزن به گونه‌اي ديگر بوده و روش وزن‏خواني متفاوتي نسبت به امروز داشته‏اند كه در زير به‌طور كاملاً مختصر با آن آشنا مي‌شويم. در موسيقي قديم ايران وزن را “ ايقاع” مي‌ناميدند و به جاي ميزان الگوهاي ريتميك معيني وجود داشت كه آنها را “ دور” مي‌ناميدند. بنابراين منظور از ادوارِ ايقاعي، “دور”هاي گوناگونِ وزني بوده است.

اين ادوار عموماً منطبق با يكي از اوزان شعري يا افاعيل عروضي بوده و براي مثال وزن شعريِ “ فَعَلُن فَعَلُن مَفعولُن مَفعولُن فَعَلُن” تشكيل “دور”ي به نام رَمَلِ ثقيل مي‌داده است كه به خط نت امروزي چنين نوشته مي‌شود:

 

 اما براي اين كه ببينيم در قديم “دور” فوق را چگونه نمايش يا آموزش مي‌داده‌اند لازم است با اَتانين ايقاعي آشنا شويم. اتانين ايقاعي: اين شيوه براي نمايش و نگارش وزن‌هايي به‌كار مي‌رود كه در آنها تنها از دو ديرند كوتاه و بلند با نسبتهاي عدديِ 1 به 2 (مانند چنگ و سياه) استفاده شده است. وجود اين دو ديرندِ كوتاه و بلند تقليدي از هجاها يا سيلاب‌هاي كوتاه و بلند در اوزان شعري و تقطيع شعر است. روش كار به‌اين ترتيب است كه هر واحد ريتميك دستِ كم داراي يك ديرند بلند است كه آن را با هجاي بلند تَن نمايش مي‌دهيم. بنابراين به‌جاي نت سياه كه از اين پس آن را ديرند بلند فرض مي‌كنيم هجاي تَن را قرار مي‌دهيم (البته اگر اين هجاي بلند پس از يك هجاي كوتاه قرار گيرد از هجاي نَن استفاده مي‌كنيم). اگر واحد ريتميكي داراي ديرند كوتاه باشد، در صورتي كه اين هجاي كوتاه در آغاز واحد ريتميك قرار گيرد به‌جاي آن از هجاي كوتاه تَ، و در صورتي كه در ميان واحد ريتميك باشد از هجاي نَ استفاده مي‌كنيم. مثالهاي زير اين موضوع را روشن‌تر مي‌كند:
 

به عنوان مثالي ديگر به فيگور ريتميك زير كه آن را به نام ثقيل اول مي‌شناخته‌اند توجه كنيد:
 

اين فيگور طبق روش اتانين چنين نوشته مي‌شده است -از چپ به راست - بخوانيد
 

به همين ترتيب اتانين زير نشان دهندة همان دور “رمل ثقيل” است كه با افاعيل عروضيِ “ فَعَلُن فَعَلُن مَفعولُن مَفعولُن فَعَلُن” قبلاً به آن اشاره كرديم

 

imageرِنگ:

 قطعه‌اي سازي و در ميزانِ دو ضربيِ تركيبي است كه اغلب با سرعتي ثابت و معمولاً در پايان برنامه اجرا مي‏شود. رِنگ در گذشته همواره به همراه رقص اجرا مي‌شده، ولي امروزه بيشتر براي پايان بخشيدن به برنامه ساخته مي‌شود، به‌عبارتِ ديگر امروزه رِنگ‌هايي ساخته مي‌شود كه نه به قصد رقصيدن به همراهِ آن بلكه فقط براي شنيدن ساخته مي‌شود. گاهي رِنگ‏ها تغييريافته‏اي (وارياسيوني) از يك پيش‌درآمد مي‌باشند. اگرچه رِنگ نيز قطعه‌اي سازي است ولي گاهي نيز همچون پيش‌درآمد روي ملودي رِنگ‏ها شعر تصنيف كرده و آن را با كلام مي‏خوانند. در قديم يك خصيصة خيلي مهم در برخي رِنگ‏ها وجود داشته و آن اين كه ديرندِ ضرب دومِ رنگ‏ها نسبت به ضرب اول يك‌چهارم كوتاه‌تر بوده و به آن حالت خاصي براي رقصيدن مي‏داده‏ است كه امروزه نيز اين رنگ‏ها را “عملاً” با همين حالت اجرا مي‏كنند. “رنگِ حربي” از رديف موسيقي ايراني مثالي براي اين مطلب مي‏باشد. نيز رنگ‏هايي كه غلامحسين بيگجه‌خواني اجرا كرده در اكثر مواقع به همين ترتيب و با ضرب‌هاي نامساوي اجرا ‌شده است .

 

فصل ادامه دارد......